اهداف کلی:آشنایی با ضرورت و نقش رهبری

اهداف جزیی:آشنایی با ضرورت رهبری در زندگی روز مره/آشنایی با نقش برنامه در رسیدن جوامع به اهداف/آشنایی با نقش قانون اساسی/دلیل نیاز جامعه به رهبری /آشنایی با ویژگی های یک رهبر جامعه اسلامی/آشنایی با عوامل با پیروزی انقلاب/آشنایی با اولین و دومین رهبر انقلاب اسلامی/شناخت عامل موفقیت انقلاب در آینده

مفاهیم کلیدی:

قانون اساسی:قانون یک سلسله قواعدی است که شکل حکومت و سازمان قوای سه گانه کشور و امتیازات و تکالیف افراد را نسبت بدولت بیان میکند مسائلی که معمولا در قانون اساسی حل و فصل میشود .

جامعه:- ( اسم ) مونث جامع . 2- ( اسم ) گروه مردم یک شهر یک کشور جهان و یا صنفی از مردم جامع. بشریت جامع. ایرانی جامع. علما

رهبر:راهبر, راهنما, راهنمایی, هدایت( اسم ) آنکه کسی را در راهی هدایت کند هادی دلیل راهنما .

عادل:آنکه به عدالت رفتار کند دادگر داد دهنده . 2 - راست درست مستقیم جمع عدول

عالم:داننده, دانا, دانشمند, جهان, گیتی, دنیا, روزگار, خلق, دنیاو آنچه‌که‌در آن‌هست

حکومت:حکم‌دادن, فرمان‌دادن, فرمانروایی‌کردن1 - ( مصدر ) فرمان دادن امر کردن . 2 - فرمانروایی کردن . 3 - سلطنت کردن پادشاهی کردن . 4 - داوری کردن قضاوت کردن . 5 - ( اسم ) فرمانروایی . 6 - سلطنت پادشاهی . 7 - داوری قضاوت .

فقیه:دانا, دانشمند, عالم‌به‌احکام‌شرع, متخصص‌درعلم‌فقه1 - دانا عالم 2 - آنکه باحکام شرع عالم است دانشمند جمع : فقها (ئ ) .

وحدت:- (مصدر) یکی بودن یگانه بودن مقابل کثرت .2 - ( اسم ) یگانگی . یا وحدت مرام . اشتراک گروهی در یک مرام و مقصد. یا وحدت ملی . اشتراک همه افرادیک ملت در آمال و مقاصد چنانکه بمنزله مجموعه واحدی بشمار آیند. توضیح وحدت مقابل کثرت است و از اموری است که قابل تمدید و تعریف نمیباشد مگر بمقابله باکثرت شیخ اشراق گوید : وحدت ازامور و معانی زیاد بر شیئ دراعیان نیست زیرا اگر وحدت ازامور عینی خارجی باشد وازامور زاید بر شیئ در خارج باشد لازم آید که او را نیز وحدت باشد و همین طور و درنتیجه تسلسل لازم آید و بالجمله وحدت عین شیئ واحد است نه ماهیت دیگری . وحدت در نوع را وحدت بالمعائله و در جنس را بالمجانسه و در کیف را مشابهت درکم را مساوات و در وضع را مطابقت و دراضافه را مناسبت گویند. یاوحدت حقیقه ( حقیقی ) . هرگاه اشیائ متکثر از جهتی از جهات متصف بوحدت باشنند وحدت آنها وحدت غیرحقیقی است و هرگاه شیئی از تمام جهات متصف بوحدت باشد واحد بوحدت حقیقی است . یا وحدت در کثرت . عالم غیب و عالم شهادت وجود واحد است که بحسب مراتب تجلیات بصورت کثرات نموده و در هر مظهری بظهور خاص ظاهر گشته و بالجمله وجود واحد است و موجودات و نمودها کثراتند و همه مظاهر و تجلیات وحدت واحد حقیقی اند. یا وحدت عالم . ارسطو گوید وحدت عالم بر وحدت خدا دلالت کند زیرا معلول واحد نتواند مستند بدو علت باشد . یا وحدت عینی . وحدت حقیقی خارجی . یا وحدت وجود. عقیدهایست مبتنی براینکه جهان وجود از جمادات و نباتات و حیوانات و معادن و مفارقات و فلکیات همه یک وجودند که در مرتبت فوق واقوی واشد وجود خدا قرار دارد و بقیه موجودات بر حسب مراتب قرب و بعد بمبدائ اول - که طرف اقوی است - متفاوتن بعضی شدید و بعضی ضعیفند. وجود را دو طرف است یک طرف آن واجب الوجود و طرف دیگر آن هیولی و یا هر موجود ضعیفی که ضعیفتر از آن نباشد. مسال. وحدت وجود ازنظر طبیعیان نیز بطرز دیگری ببان شده . آنان هم موجودات عالم را کلا مرتبط بیکدیگر و اجزای ترکیب کنند. آنها ماده میدانستند و بدین ترتیب یک جهان طبیعت وجود دارد و طبیعت و ماد. اشیا نیز یکی است . بدیهی است که وحدت وجود الهاین با وحدت وجود طبیعیان متفاوت است . معتقدان بخدای عالم نیز در بیان این معنی هر یک راهی را انتخاب کردهاند بعضی خدای آفریننده را خارج از وجود عالم میدانند و بعضی جزئ وجود عالم نهایت در مرتبت اقوی واقع شد. عدهای مانند قیصری و صدرالدین نظر باشکالات و لوازمی که مترتب بر وحدت وجود است قایل بوحدت وجود و کثرت موجود شده اند بدین طریق که گویند درست که وجود واحداست و ذو مراتب و همه رشح فیض حق و وجود واجب اند و یک وجود است که سرتاسر عالم را فرا گرفته و وجود دریای بی کرانی است و موجودات همه امواج اویند و امواج عین دریا باشند لیکن در عین حال امواج خود موجودند ولو موجود بوجود تبعی و خیالات محض نمیباشند. پس امواج عین دریااند و در عین حال غیر دریا هستند . وجود واحد و موجود متکثراست . 3 - یگانگی خدای تعالی : (( نکته وحدت مجوی از دل بی معرفت گوهر یکدانه را در دل دریا طلب . )) ( وحشی ) یا سه وحدت . سه اصل اساسی درام نویسی کلاسیک که در هر نمایشنامه باید رعایت شود که نخستین بار ارسطو آنهارا در کتاب (( فن شعر )) تشریح کرد و بعدها پیروان سبک کلاسیک فرانسوی آنرا بکار بردند. این سه وحدت عبارتند از: وحدت موضوع وحدت زمان و وحدت مکان .

رحلت:کوچ, سفر, وفات, مرگ, درگذشت, رحله, سفرنامه( مصدر ) 1 - کوچیدن کوچ کردن . 2 - بجهان دیگر رفتن مردن : رحلت پیغمبر ص 3 - ( اسم ) سفر . 4 - در گذشت وفات .

بررسی تصاویر:

تصویر ص 145:این تصویر دانش آموزانی را نشان می دهد که در اردوی کوه نوردی به سر می برند همراه با یک نفر به عنوان راهنما تا اردو مطابق برنامه و بدون هرج و مرج صورت گیرد.

تصویر ص146:این تصویر رهبر کنونی جامعه اسلامی آیت الله خامنه ای حفظه الله را نشان می دهد